الملا فتح الله الكاشاني
242
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
كه نصر بن حارث جائى نشسته بود و اكثر صناديد عرب نزد او حاضر بودند در آيتى از قرآن خوض نمود آغاز استهزا كرد و وليد مغيره را در آنوقت ميل با سلام شده بود و هميشه ستايش قرآن ميكرد گفت اى نصر به قرآن استهزا ميكنى به خدا كه نميگويد محمد الا حق نصر گفت من نيز حق ميگويم محمد ميگويد لا إله الا اللّه منهم ميگويم لا إله الا اللّه اما به آن اضافه ميكنم الملائكة بنات اللّه اين سخن بپيغمبر رسيد اندوهناك شد جبرئيل آمد و اين آيه آورد كه . قُلْ بگو اى محمد جماعتى را كه قايل الملائكه بنات اللّهاند إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ اگر باشد مر خداى را فرزندى همچنانكه گمان مىبرند فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ پس من اول پرستندگانم يعنى اگر برهان صحيح و حجت روشن ثابت شدى كه خداى را ولدى هست پس اولين كسى كه بطاعة و انقياد او قيام نمودى و تعظيم او بجاى آوردى من بودمى چه لازم پيغمبر است كه او اعلم باشد به خدا و آنچه صحيح است به او و به آنچه صحيح نيست و اولى بتعظيم آنچه حق تعظيم اوست و از جملهء تعظيم والد تعظيم ولد است پس اگر شما به برهان قاطع بر من اثبات ولد كنيد من اول تعظيم كنندگان باشم در طاعة و انقياد او از شما اسبق و چون بر وجه يقين ميدانم كه او را فرزندى نيست لا جرم عبادت خود را مخصوص ساختهام به او سبحانه و بپرستش هيچكس ديگر اقدام نمينمايم چونكه در اين دعوى بيمعنى هيچ حجتى و برهانى نداريد پس چرا بعبادت غير او اشتغال مىنمائيد . سُبْحانَ منزه است و پاك خدائى كه رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پروردگار آسمانها و زمينهاست رَبِّ الْعَرْشِ خداوند عرش عَمَّا يَصِفُونَ از آنچه وصف ميكنند كافران او را به آنكه صاحب ولد است . فَذَرْهُمْ پس بگذار ايشانرا و دست بازدار يَخُوضُوا تا شروع كنند در امر باطل وَ يَلْعَبُوا و بازى كنند و بحطام دنيا مشغول و مغرور شوند و در طبيعت هواى خود مداومة كنند حَتَّى يُلاقُوا تا وقتى كه ملاقات كنند و به بينند يَوْمَهُمُ روز جزاى خود را الَّذِي يُوعَدُونَ كه وعده داده شدهاند بملاقات آن مراد روز قيامتست كه كفار در آن روز بجزاى افعال قبيحهء خود رسند پس نفى الههء سماويه و ارضيه ميكنند و استحقاق الوهيت را به خود اختصاص ميدهد و ميگويد كه . وَ هُوَ الَّذِي و او آنخدائيست كه فِي السَّماءِ إِلهٌ در آسمان معبود ملائكه است وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ و در زمين معبود جن و انس يعنى او مستحق آنست كه معبود جميع مخلوقات باشد و همه كس روى عبادت بجانب او آورند نه غير او وَ هُوَ الْحَكِيمُ و اوست راستكار و درستكردار در تدبير خلقان الْعَلِيمُ دانا بمصالح ايشان پس استحقاق الوهيت مخصوص او باشد . وَ تَبارَكَ الَّذِي و بزرگوار است